ترجمه "occupancy" به فارسی

سکونت, اشغال, سکنی بهترین ترجمه های "occupancy" به فارسی هستند.

occupancy noun دستور زبان

The act of occupying, the state of being occupied or the state of being an occupant or tenant [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سکونت

    noun

    They will not build and someone else have occupancy . . .

    بنا نخواهند کرد تا دیگران سکونت نمایند . . .

  • اشغال

    noun

    He outlined the present situation, briefly touched on the German occupation

    هنگام تشریح اوضاع بای جاز از اشغال آلمان یاد کرد.

  • سکنی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (کاربری (رشته عمران
    • تصرف
    • کاربری
    • جاگیری
    • (حقوق) تصرف مال بی صاحب
    • خانه گیری
    • در زیستی
    • سکنی گزینی
    • مدت اجاره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " occupancy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "occupancy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "occupancy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه