ترجمه "oculus" به فارسی
چشم, چشمی, شیشه عینک بهترین ترجمه های "oculus" به فارسی هستند.
oculus
noun
دستور زبان
A window or other opening that has an oval or circular shape (as of an eye). [..]
-
چشم
nounDad may have called this an oculus,
پدرم این را چشم ، مینامید،
-
چشمی
noun -
شیشه عینک
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oculus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن