ترجمه "odometer" به فارسی

کیلومترشمار, (در اتومبیل و غیره) دوری سنج, کیلومتر شمار بهترین ترجمه های "odometer" به فارسی هستند.

odometer noun دستور زبان

An instrument attached to the wheel of a vehicle, to measure the distance traversed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیلومترشمار

    instrument that indicates distance traveled by a vehicle

  • (در اتومبیل و غیره) دوری سنج

  • کیلومتر شمار

    I took his Volvo again, wondering if he'd read the odometer after my last errand.

    دوباره ماشین ولوو اش را برداشتم. مطمئن نبودم که بعد از آخرین برگشتم کیلومتر شمار را نگاه کرده است یا نه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " odometer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "odometer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه