ترجمه "of" به فارسی

از, با, دارای بهترین ترجمه های "of" به فارسی هستند.

of verb adposition

Expressing direction. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • از

    adposition

    I only wish I were part of it.

    فقط آرزویم این است که بخشی از آن بودم.

  • با

    adposition Suffix

    He longs for the fellowship of the rich.

    او آرزوی رفاقت با پولدارها را دارد.

  • دارای

    Man consists of soul and body.

    انسان دارای روح و جسم است.

  • ترجمه های کمتر

    • مال
    • حاوی
    • (آثار هنری و ادبی و غیره) توسط کسی 0
    • (در دادن تاریخ یا زمان)
    • (در نشان دادن رابطه)
    • (نشان دادن عمل نسبت به چیزی یا کسی)
    • (نمایشگر مقدار یا میزان یا نسبت بخش به کل)
    • (همراه صفت و of - در داوری رفتار)
    • - ی
    • - یی
    • از آن
    • از راه
    • از محل بخصوصی
    • اهل 3
    • به دلیل
    • به علت 4
    • دارای 2
    • ساخته شده از
    • علامت کسره (کسره ی ربط)
    • مربوط یا پیوسته به چیزی یا کسی 1
    • وابسته به
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " of " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

OF noun proper

Outfield. [..]

+ اضافه کردن

"OF" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای OF در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "of"

عباراتی شبیه به "of" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "of" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه