ترجمه "oil" به فارسی
روغن, نفت, چربی بهترین ترجمه های "oil" به فارسی هستند.
Liquid fat. [..]
-
روغن
nounliquid fat [..]
He explained to the agency man that Waldenberg needed lubricating oil for his engines.
وی برای نمایندهٔ شرکت شرح داد که والدنبرگ برای موتورهایش به مقداری روغن موتور نیاز دارد.
-
نفت
nounpetroleum-based liquid
Don' t worry, by the time the wood is gone there will be boats fueled by oil.
نگران نشوید وقتی هیزم تمام شود کشتیها با نفت حرکت خواهند کرد.
-
چربی
nounLightbulbs had a film of oil on them.
بر حبابهای چراغها ورقهای از چربی نشسته بود.
-
ترجمه های کمتر
- روغن زدن
- نفتی
- روغنی
- مرهم
- (petroleum هم می گویند)
- (عامیانه) چاپلوسی
- رجوع شود به oil color
- رجوع شود به oil painting
- روغن (گیاهی یا حیوانی یا کانی)
- روغن زدن یا مالیدن
- روغن ساختن
- روغن مانند
- روغن کاری کردن
- مواد نفتی
- نفت خام
- هر ماده ی روغن مانند
- وابسته به نفت
- چرب زبانی
- چرب گونه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Oil" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Oil در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "oil"
عباراتی شبیه به "oil" با ترجمه به فارسی
-
محصولات معطر (روغنهاي ضروري)
-
روغن معدنی
-
روغن كرچك · روغن کرچک · روغن کرچک (که به عنوان مسهل کاربرد دارد) · ریسینوس کومونیس
-
روغنی · نقاشی رنگ و روغن