ترجمه "old man" به فارسی

پیرمرد, مدیر, مرد پیر بهترین ترجمه های "old man" به فارسی هستند.

old man noun دستور زبان

An elderly man. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیرمرد

    noun

    elderly man

    It was civil of him to offer his seat to the old man.

    این نشانه متمدن بودنشه که صندلیش رو داد به اون پیرمرد.

  • مدیر

    noun masculine
  • مرد پیر

  • ترجمه های کمتر

    • پیره
    • (با: the - معمولا O و M بزرگ) رئیس
    • (خودمانی) پدر
    • pir
    • ابوی
    • ارباب
    • خواجه
    • سرور
    • سرپرست
    • شوهر
    • شیخ
    • معشوق
    • ناخدا
    • همخواب
    • پير
    • پيرمرد
    • کار فرما
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " old man " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "old man" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "old man" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه