ترجمه "oldness" به فارسی
دیرنیگی, قدمت, پیری بهترین ترجمه های "oldness" به فارسی هستند.
oldness
noun
دستور زبان
The state of being old; age. [..]
-
دیرنیگی
-
قدمت
Those houses are 500 years old.
آن خانه ها پانصد سال قدمت دارند.
-
پیری
Neither gnarled fingers nor old scars nor old doubts and sorrows were any of them in evidence now.
از انگشنان گره دار و بر آمدگیها و بیاعتمادیها و اندهان پیری هیچ اثری مشهود نبود.
-
کهنگی
However, old chessmen weren't a drawback at all.
اما کهنگی این مهرهها کار آیی آنها را کم نمیکرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oldness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "oldness" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا) رودخانه ی می سی سی پی
-
رجوع شود به Paleolithic
-
کشوری برای پیرمردها نیست
-
(زبان شناسی) پارسی کهن (قدیمی ترین زبان فارسی که از سده ی هفتم تا چهارم پیش از میلاد در فلات ایران رواج داشته) · Kasra · kasra · فارسی باستان · فارسی قدیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن