ترجمه "olympics" به فارسی
مسابقه های قهرمانی که یونانیهاهر چهارسال یک باربرپا می کنند, المپیک, بازیهای المپیک بهترین ترجمه های "olympics" به فارسی هستند.
olympics
-
مسابقه های قهرمانی که یونانیهاهر چهارسال یک باربرپا می کنند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " olympics " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Olympics
proper
noun
دستور زبان
The Olympic Games. [..]
-
المپیک
sport event
It will be interesting to see what we do in our Olympic trials.
بسیار جالب خواهد بود که ببینیم ما در مسابقات المپیک چگونه عمل خواهیم کرد.
-
بازیهای المپیک
properAn international multi-sport event taking place every fourth year.
Special Olympics is transforming their lives off the field.
بازیهای المپیک ویژه در حال فراهم کردن زندگی برای ورزشکاران است.
تصاویر با "olympics"
عباراتی شبیه به "olympics" با ترجمه به فارسی
-
استادیوم المپیک
-
پارک ملی المپیک
-
(جمع - با: the) همداوی های (مسابقات) المپیک · مسابقه ی (همداوی) المپیک
-
مشعل المپیک
-
بازیهای المپیک تابستانی ۲۰۰۴
-
المپیک زمستانی
-
بازیهای المپیک
-
(امروزه) مسابقات المپیک · (یونان باستان) ناوردهای (مسابقات) ورزشی و موسیقی و شعر که هر چهار سال یک بار در دشت المپیا برگزار می شد) · بازیهای المپیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن