ترجمه "omissible" به فارسی

انجام ندادنی, حذف کردنی, فرو گذاشتنی بهترین ترجمه های "omissible" به فارسی هستند.

omissible adjective دستور زبان

Able to be omitted. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انجام ندادنی

  • حذف کردنی

  • فرو گذاشتنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " omissible " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "omissible" با ترجمه به فارسی

  • اشتباهات و از قلم افتادگی ها از طرفین قابل قبول است
  • حذف کننده · غفلت کار · فرو گذار · قاصر · کوتاهی کننده
  • از قلم افتادگی یا انداختگی · اهمال · تقصیر · حذف · حذف شدگی · زدش · سترش · غفلت · فرو گذاری · فرو گذاشت · قصور · هر چیز حذف شده یا از قلم افتاده · پرویش · کوتاهی
اضافه کردن

ترجمه های "omissible" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه