ترجمه "omnibus" به فارسی

اتوبوس, چندگانه, کلیات بهترین ترجمه های "omnibus" به فارسی هستند.

omnibus adjective verb noun دستور زبان

(obsolete) A vehicle set up to carry many people (now usually called a bus). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتوبوس

    noun

    Suddenly Elizabeth stepped forward and most competently boarded the omnibus, in front of everybody.

    الیزابت ناگهان گامی به جلو برداشت و با مهارت تمام، جلوتر از همه، سوار اتوبوس شد.

  • چندگانه

  • کلیات

  • ترجمه های کمتر

    • عامه
    • گلچین، مجموعه آثار
    • (رستوران) مستخدم
    • توده مردم
    • جنگ آثار یک نویسنده یا آثار مربوط به موضوع بخصوص
    • چند هدفی
    • چند کاربردی
    • چند کاره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " omnibus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "omnibus"

اضافه کردن

ترجمه های "omnibus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه