ترجمه "omnivore" به فارسی
همهچیزخوار, (انسان یا جانور) همه چیز خوار, هروین خوار بهترین ترجمه های "omnivore" به فارسی هستند.
omnivore
noun
دستور زبان
An animal which is able to consume both plants (like a herbivore) and meat (like a carnivore). [..]
-
همهچیزخوار
organism consuming a variety of foods, usually including both plants and animals
than to argue that our ancestors were dietary omnivores
همانطور که ادعای همهچیزخوار بودن آنها از نظر تغذیهای به معنی
-
(انسان یا جانور) همه چیز خوار
-
هروین خوار
-
گوشت خوار و گیاه خوار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " omnivore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "omnivore" با ترجمه به فارسی
-
جانوران همهچيزخوار · همهچیزخوارها
-
(مجازی) همه چیز دوست · دارای سلیقه های گوناگون · هر چیز خوار · هروین خوار · همه چیز خوار · پر اشتها · گوشتخوار و گیاهخوار
-
جانوران همهچيزخوار · همهچیزخوارها
-
(مجازی) همه چیز دوست · دارای سلیقه های گوناگون · هر چیز خوار · هروین خوار · همه چیز خوار · پر اشتها · گوشتخوار و گیاهخوار
-
جانوران همهچيزخوار · همهچیزخوارها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن