ترجمه "on-site" به فارسی
در جا, در محل بهترین ترجمه های "on-site" به فارسی هستند.
on-site
adjective
دستور زبان
taking place, or located, on a particular site or in a particular building, as opposed to at a remote site or factory [..]
-
در جا
-
در محل
When I was on site, I saw Bo's shadow.
وقتي در محل حادثه بودم, سايه بوو رو ديدم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " on-site " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "on-site" با ترجمه به فارسی
-
مدت زمانی که کاربر در سایت میماند و صفحات آن را میخواند.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن