ترجمه "onion" به فارسی

پیاز, سوخ, پياز بهترین ترجمه های "onion" به فارسی هستند.

onion noun دستور زبان

The bulb of such a plant. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیاز

    noun

    A monocotyledonous plant of genus Allium allied to garlic, used as vegetable and spice. [..]

    This is not a small plot of land on which to grow turnips and onions.

    این یه تیکه زمین کوچولو نیست که توش شلغم و پیاز بکاری.

  • سوخ

    noun

    a monocotyledonous plant of genus Allium allied to garlic, used as vegetable and spice.

  • پياز

    I've been caramelizing his onions for a couple of days.

    واسه چند روز پياز داغ هاش رو من درست مي کردم.

  • ترجمه های کمتر

    • (گیاه شناسی) پیاز (Allium cepa از خانواده ی lily)
    • ریشه ی این گیاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " onion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "onion"

عباراتی شبیه به "onion" با ترجمه به فارسی

  • پياز
  • د آنیون
  • پيازهاي ويلزي · پیازهای خوشهای ژاپنی
  • پیاز برمودا (پیاز خوراکی شیرین و خوش طعم که در جنوب غرب ایالات متحده کشت می شود)
  • موسیر · پیازچه · پیازچه (scallion هم می گویند)
  • گنبد پیازی
  • مسیریابی پیازی
  • پیاز
اضافه کردن

ترجمه های "onion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه