ترجمه "onset" به فارسی

شروع, حمله, آغاز بهترین ترجمه های "onset" به فارسی هستند.

onset verb noun دستور زبان

(acoustics) The beginning of a musical note or other sound, in which the amplitude rises from zero to an initial peak. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شروع

    noun

    I have seen the onset for dropsy and it is not a pretty sight.

    نشانه های شروعِ بیماریِ " خیز " رو توی تو دیدم و اوضاع خوبی نداری

  • حمله

    noun

    The onset of symptoms are sometimes caused by stress or trauma.

    حمله علائم گاهي اوقات با يک فشار عصبي يا ضربه پديدار يشه

  • آغاز

    noun

    going back before the onset of the last ice ages.

    مربوط به پیش از آغاز آخرین دوران یخبندان را ثبت می کنند.

  • ترجمه های کمتر

    • هجوم
    • یورش
    • اینده
    • تک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " onset " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "onset" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "onset" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه