ترجمه "oozing" به فارسی
تراوش, رسوخ, لجنزار بهترین ترجمه های "oozing" به فارسی هستند.
oozing
noun
adjective
verb
دستور زبان
Present participle of ooze. [..]
-
تراوش
nounThe sunburn had long since become infected and his body oozed blood and sera.
آفتاب سوختگی بدنش از مدتها پیش عفونی شده بود و خون و خونابه از پوستش تراوش میکرد.
-
رسوخ
nounDr. Yang, now she's oozing from the IVC.
دکتر يانگ ، اون از آي وي سي رسوخ مي کنه
-
لجنزار
noun -
چکه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oozing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "oozing" با ترجمه به فارسی
-
(جوشانده ی پوست بلوط و سماق و غیره که در دباغی کار برد دارد) مایع دباغی · (مجازی) آهسته بیرون دادن یا آمدن · آهسته جریان داشتن (مانند خون نیمه لخته یا گل و لای) · باتلاق · بوی نامطبوع · بیرون دادن · تراوش کردن · تراویدن · خره · رسوخ · ریزش یا جریان آهسته (مانند خونریزی آهسته یا جریان گل و لای) تراوش · زمین پوشیده از گل و لای · زهاب · زهش · زهیدن · شلکا · عیان شدن یا کردن · لای · لجن · لجن وگل · لجنزار · مایع دباغی · پس دادن · پوسته یخ · چکه · چکیده · کثافت · کود · گل آبکی · گل ته دریا یا رودخانه و غیره · گلزار
-
گل و لای آهکی (که کف یک سوم دریاهای جهان در عمق بین 0002 تا 0004 متر را می پوشاند و قسمت عمده ی آن از بقایای صدف روزنه داران تشکیل شده است) · گل و لای روزنه داران · گل و لای گلوبی ژرین ها
-
جیر · چرم مخملی
-
بیرون دادن · تراوش کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن