ترجمه "operations" به فارسی
عملیات, عملیات بهترین ترجمه های "operations" به فارسی هستند.
operations
noun
Plural form of operation. [..]
-
عملیات
nounIt was such a rapid, methodical, and brutal action that it was like a military operation.
این جنایت را چنان سریع و برنامهریزی شده انجام دادند که تنها از عهدهی برنامهریزان عملیات تروریستی برمیآمد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " operations " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Operations
-
عملیات
nounMost especially, our dear old friends at Operation Bite Mark.
به ویژه دوستان قدیمی و عزیزمون توی عملیات نشان گاز هستیم
عباراتی شبیه به "operations" با ترجمه به فارسی
-
پژوهش عملیاتی
-
منحنی عملیاتی
-
)وا یآ وا( یللملا نيب هرادا رتفد
-
عملگر دیفرانسیلی
-
مدیر عملیات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن