ترجمه "operous" به فارسی
پرزحمت, پرکار, دشوار بهترین ترجمه های "operous" به فارسی هستند.
operous
adjective
دستور زبان
[i]Obsolete form of operose[/i].
-
پرزحمت
-
پرکار
adjective proper -
دشوار
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " operous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "operous" با ترجمه به فارسی
-
پژوهش عملیاتی
-
منحنی عملیاتی
-
)وا یآ وا( یللملا نيب هرادا رتفد
-
عملگر دیفرانسیلی
-
مدیر عملیات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن