ترجمه "opinionative" به فارسی
مستبد, خود رای, خود سر بهترین ترجمه های "opinionative" به فارسی هستند.
opinionative
adjective
دستور زبان
Of, pertaining to, being, or expressing opinion. [..]
-
مستبد
adjective -
خود رای
adjectiveHe was opinionated, and he had a deep stubborn streak.
او متعصب و خود رای و یک دنده بود.
-
خود سر
adjective
-
ترجمه های کمتر
- رجوع شود به opinionated
- نظریه ای
- نگریه ای
- وابسته به عقیده و نظر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " opinionative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "opinionative" با ترجمه به فارسی
-
افکار عمومی · درك عمومي · عقاید عمومی · همگان خواست
-
اظهار نظر حسابرس مستقل
-
مود هيرظن
-
نظر بی طرفانه
-
عقیده
-
نظر مردود، اظهار نظر مردود
-
تصدیق بلاتصور
-
جزمی · خود رای · خود سر · خودرای · خودسر · متعصب · مستبد · کوته فکر · یکدنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن