ترجمه "orange" به فارسی

پرتقال, نارنجی, نارنج بهترین ترجمه های "orange" به فارسی هستند.

orange adjective verb noun دستور زبان

An evergreen tree of the genus Citrus such as Citrus aurantium. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرتقال

    noun

    fruit [..]

    These oranges are ten for a dollar.

    هر ده تای آن پرتقالها یک دلار است.

  • نارنجی

    noun

    having the colour of the fruit of an orange tree [..]

    It's blue and mahogany with little streaks of orange.

    به رنگ آبی و قهوه ای سوخته درآمده که ردههایی از نارنجی تویش است.

  • نارنج

    noun

    fruit [..]

    The scent of roses and orange blossom and freesia enveloped me in a soft mist.

    به وی رُز و بهار نارنج و فریز یا من را مثل مه در بر گرفت.

  • ترجمه های کمتر

    • مالته
    • پرتقالی
    • (از ریشه ی فارسی یا سانسکریت)
    • (رنگ) نارنجی
    • (نام خانواده ی سلطنتی هلند) ارانژ
    • (گیاه شناسی) درخت پرتقال (جنس Citrus از خانواده ی rue)
    • دارای طعم پرتقال
    • دارای یا ساخته شده از پرتقال
    • وابسته به خاندان ارانژ
    • پرتقالی مزه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " orange " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Orange adjective proper noun دستور زبان

A town in France. [..]

+ اضافه کردن

"Orange" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Orange در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "orange"

عباراتی شبیه به "orange" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "orange" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه