ترجمه "orchestration" به فارسی
سازبندی, ترتیب هم آهنگی, تنظیم انجمن سازی بهترین ترجمه های "orchestration" به فارسی هستند.
orchestration
noun
دستور زبان
(uncountable) the arrangement of music for performance by an orchestra [..]
-
سازبندی
study or practice of writing music for an orchestra
-
ترتیب هم آهنگی
-
تنظیم انجمن سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " orchestration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "orchestration" با ترجمه به فارسی
-
سنتور
-
ارکستروار · ارکستری · وابسته به یا توسط یا همانند ارکستر
-
(برای ارکستر) موسیقی نوشتن · (برای اپرا یا نمایش و غیره) آهنگ ارکستری تهیه کردن · آهنگ تصنیف یا تنظیم کردن · ابداع کردن · اداره کردن · دارای آهنگ ارکستری کردن · سازماندهی کردن · سامان دادن · مهندسی کردن · نقشه ی چیزی را کشیدن · هماهنگ کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن