ترجمه "ore" به فارسی
سنگ معدن, معدن, کانسنگ بهترین ترجمه های "ore" به فارسی هستند.
ore
noun
دستور زبان
A Swedish unit of currency that makes up the krona, 100 öre equals one krona. [..]
-
سنگ معدن
nounrock with valuable metals, minerals and elements
The Varni wanted the miners to sell them their ore.
وارنی میخواست معدنچی ها سنگ معدن هاشون رو به اونا بفروشن.
-
معدن
nounHe holds to it as some men hold to the idea of love or revenge.
او چنان به این معدن چسبیده که بعضی از مردها به تصور عشق یا انتقام میچسبند.
-
کانسنگ
-
ترجمه های کمتر
- (سنگ و خاک فلزدار) کانه
- (واحد پولی کشورهای نروژ و دانمارک برابر با یک صدم کرون) اره
- خاک معدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ore" با ترجمه به فارسی
-
اهییاکیرمآ هب هک تسا یا هليبق( نایتوال دنلیاه و گن امه)دندرک کمک مانتیو گنج نامز رد
-
وزن یا اندازه
-
encopresis = گاهی اوقات بی اختیاری مدفوع یا کثیف شدن مدفوع نامیده می شود ، عبارت است از عبور مکرر مدفوع (معمولاً غیر ارادی) به لباس
-
رویکرد پیاده سازی محدود
-
کسی را بحال خود گذاشتن یا رها کردن
-
شناور. زمان یا کاری است که میتواند بدون آنکه سبب تاخیر زمان تکمیل پروژه گردد، وفقه داشته باشد.
-
علامت بزرگتر یا مساوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن