ترجمه "organoleptic" به فارسی

اندامی, موثر بر اندام (به ویژه اندام حسی), وابسته به اندام بهترین ترجمه های "organoleptic" به فارسی هستند.

organoleptic adjective دستور زبان

Of or pertaining to the sensory properties of a particular food or chemical, the taste, colour, odour and feel. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اندامی

  • موثر بر اندام (به ویژه اندام حسی)

  • وابسته به اندام

  • واکنشگر (در برابر انگیزه های حسی)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " organoleptic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "organoleptic" با ترجمه به فارسی

  • خواص ارگانولپتیکی · كيفيت ارگانولپتيكي · ويژگيهاي حواس
  • خواص ارگانولپتیکی · كيفيت ارگانولپتيكي · ويژگيهاي حواس
  • خواص ارگانولپتیکی · كيفيت ارگانولپتيكي · ويژگيهاي حواس
  • معطر (خاصيت ارگانولپتيكي)
  • آزمودن ارگانولپتيكي · آزمودن حسي · ارزيابى حسي · تجزیه ارگانولپتیکی
  • آزمودن ارگانولپتيكي · آزمودن حسي · ارزيابى حسي · تجزیه ارگانولپتیکی
اضافه کردن

ترجمه های "organoleptic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه