ترجمه "originator" به فارسی

بنیانگذار, مبتکر, سسوم بهترین ترجمه های "originator" به فارسی هستند.

originator noun دستور زبان

Someone who originates, creates or founds something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بنیانگذار

    noun

    • Why is it important that we recognize the origin of marriage?

    • چرا باید به نقش خدا به عنوان بانی و بنیانگذار پیوند ازدواج واقف باشیم؟

  • مبتکر

    There's a sweet spot where originals seem to live.

    یه منطقه مناسب وجود داره که به نظر مبتکر ها وجود دارند.

  • سسوم

  • موسس

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " originator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "originator" با ترجمه به فارسی

  • تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده · تعيين خاستگاه كنترلشده · تعیین خاستگاه · نامگذاري خاستگاه · نامگذاري خاستگاه كنترلشده · نشان گواهيشده خاستگاه
  • زادگاه · زادگاه جغرافيايي · مبدأ · منشا جغرافيايي
  • تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده · تعيين خاستگاه كنترلشده · تعیین خاستگاه · نامگذاري خاستگاه · نامگذاري خاستگاه كنترلشده · نشان گواهيشده خاستگاه
  • (بازرگانی) گواهی مبدا (سندی که از سوی صادر کننده ی کالا به دولت های ذینفع داده می شود و در آن مقدار و نوع و مبدا کالا ذکرمی گردد) · گواهی مبدا
  • دامخوراکهای با منشاء جانوری
  • دفتر ثبت اولیه
اضافه کردن

ترجمه های "originator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه