ترجمه "ornament" به فارسی

آذین, زینت, زیور بهترین ترجمه های "ornament" به فارسی هستند.

ornament verb noun دستور زبان

An element of decoration. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آذین

    element of decoration

  • زینت

    noun

    in the shade of a pergola which ornamented the front gate

    در سایه آلاچیقی که به در اصلی حیاط زینت میبخشید.

  • زیور

    noun

    I must put on a few ornaments now

    البته حالا باید کمی زر و زیور به خودم بزنم.

  • ترجمه های کمتر

    • زینت کردن
    • تزیین
    • آرایش
    • زیب
    • آرایه
    • پیرایه
    • آپوجیاتورا
    • فرآویز
    • پیراستن
    • پیرایش
    • آراستن
    • (شخص) مایه ی افتخار
    • (موسیقی) رنگ ثانوی
    • آذین بستن
    • تاج سر
    • تزیین کردن
    • زرق و برق گول زننده
    • زینت بخشیدن
    • ستاره ی درخشان
    • ظاهر توخالی
    • لذت بخشیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ornament " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ornament
+ اضافه کردن

"Ornament" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ornament در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "ornament"

عباراتی شبیه به "ornament" با ترجمه به فارسی

  • گیاهان زینتی علفی
  • چندسالههاي تزئيني (گياهان)
  • بوتههاي زينتي · درختان تزييني · درختان زينتي · درختچههاي تزييني · درختچههاي زينتي · گیاهان چوبی زینتی
  • بوتههاي زينتي · درختان تزييني · درختان زينتي · درختچههاي تزييني · درختچههاي زينتي · گیاهان چوبی زینتی
  • ماهیان زینتی
  • گياهان تزييني · گیاهان زینتی
  • یکسالههاي زینتی (گياهان)
  • كاربردهاي زينتي · کاربردهای تزیینی
اضافه کردن

ترجمه های "ornament" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه