ترجمه "os" به فارسی

استخوان, رجوع شود به esker, ساکسونی کهن بهترین ترجمه های "os" به فارسی هستند.

os noun دستور زبان

(rare, medicine) Bone. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوان

    noun
  • رجوع شود به esker

  • ساکسونی کهن

  • ترجمه های کمتر

    • سبک سابق
    • سبک قدیمی
    • سری قدیمی
    • مخفف : (شیمی) osmium
    • ملوان ساده
    • ناموجود (در انبار)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " os " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

OS adjective noun دستور زبان

(UK) an Ordnance Survey map. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدخل

  • دهانه

  • دهان

    noun
  • سیستم عامل

    noun

    Add a non-Linux OS to the boot menu

    افزودن سیستم عامل غیرلینوکس به گزینگان راه‌اندازی

Os noun

plural of [i]O[/i] [..]

+ اضافه کردن

"Os" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Os در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "os" با ترجمه به فارسی

  • OS/2
  • کنجدی
  • استخوان گونه
  • لامی
  • Mac OS X · مک اواس ده
  • ose
    دارای ویژگی بخصوص [filose] · محصول هیدرولیزه شدن پروتئین [proteose] · مملو از · پسوند: (اسم ساز) · پسوند: (صفت ساز) پراز · پسوند: پراز · کربوهیدرات [cellulose]
  • ورک
  • سیمبیان
اضافه کردن

ترجمه های "os" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه