ترجمه "ostentation" به فارسی
خودنمایی, دبدبه, نمایانگری بهترین ترجمه های "ostentation" به فارسی هستند.
ostentation
noun
دستور زبان
Ambitious display; pretentious parade; vain show; display intended to excite admiration or applause. [..]
-
خودنمایی
-
دبدبه
noun -
نمایانگری
-
ترجمه های کمتر
- نمایشگری
- کروفر
- هیاهو
- (به ویژه در مورد ثروت یا دانش) تظاهر
- جلوه وشکوه
- دنگ و فنگ
- فخر فروشی
- کوکبه و دبدبه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ostentation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ostentation" با ترجمه به فارسی
-
جولان دادن · خودنمایی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن