ترجمه "ostium" به فارسی
مدخل, دهانه, (کالبدشناسی) روزن بهترین ترجمه های "ostium" به فارسی هستند.
ostium
noun
دستور زبان
A small opening or orifice, as in a body organ or passage. [..]
-
مدخل
She has one, two, a third ostium.
قلبش نه يکي ، نه دو تا ، سه تا مدخل داره.
-
دهانه
-
(کالبدشناسی) روزن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ostium " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن