ترجمه "other" به فارسی
دیگر, دیگَر, بقیه بهترین ترجمه های "other" به فارسی هستند.
See other (determiner) below [..]
-
دیگر
adjectivenot the one previously referred to [..]
Erasmus students often stick with other students from the same country.
دانشجویان اراسموس اغلب با یک دانشجوی دیگر از همان کشور دمساز میشوند.
-
دیگَر
-
بقیه
I could hear all the others trailing behind.
میتوانستم صدای بقیه را بشنوم که دنبال ما میآمدند.
-
ترجمه های کمتر
- دگر
- مگر
- (با noun و than) جز
- به جز
- به غیر از
- دگران)
- دیگری (دیگران
- روش دیگر
- طور دیگر
- نقطه ی مقابل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " other " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
One of the music genres that appears under Genre classification in Windows Media Player library. Based on ID3 standard tagging format for MP3 audio files. ID3v1 genre ID # 12.
"Other" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Other در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "other" با ترجمه به فارسی
-
آخرت · جهان ایده آل · جهان باقی · دنیای دلخواه · دنیای مردگان · عالم اموات · عقبی، آن دنیا. آن سرای . آن جهان . آن گیتی . اخری . سرای دیگر. جهان باقی
-
سایر مقصدها
-
یکی در میان
-
كساني عليه ديگران
-
توهين كردن به يك ديگر
-
مفهومی
-
اغیار · بقیه · دیگران
-
دیگران