ترجمه "ottoman" به فارسی

عثمانی, ترک, (عربی) بهترین ترجمه های "ottoman" به فارسی هستند.

ottoman noun دستور زبان

An upholstered sofa, without arms or a back, sometimes with a compartment for storing linen, etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عثمانی

    adjective

    In truth, this gentleman is a luxurious Ottoman

    در حقیقت این جناب پاشای عثمانی تجمل دوستی است

  • ترک

    adjective

    In that slaughter house the remaining Ottoman first line army was destroyed.

    در آن قتلگاه، بقیه جبهه مقدم ارتش ترک منهدم شد.

  • (عربی)

  • ترجمه های کمتر

    • پارچه ی مبلی
    • چهار پایه
    • چهار پایه (پایه کوتاه و لفاف دوزی شده)
    • کاناپه (معمولا بی دسته و بدون پشتی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ottoman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ottoman adjective noun دستور زبان

A Turk from the period of Ottoman Empire. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترکی عثمانی

    A historic language of the Ottoman empire.

عباراتی شبیه به "ottoman" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ottoman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه