ترجمه "ought" به فارسی
باید, بایست, وظیفه بهترین ترجمه های "ought" به فارسی هستند.
ought
noun
adverb
pronoun
verb
دستور زبان
(obsolete) Simple past of owe. [..]
-
باید
verbI had determined and was convinced that I could and ought.
تصمیم گرفته بودم و متقاعد شده بودم که میتوانم و باید ازدواج کنم.
-
بایست
verbYou ought to have been more careful.
می بایست بیشتر مراقب می بودید.
-
وظیفه
nounI think I ought to, afterall your trouble.
بعد از این همه زحمت وظیفه دارم این کار را بکنم.
-
ترجمه های کمتر
- چیزی
- مسئولیت
- هرچیز
- (احتمال یا انتظار) قاعدتا باید
- (با مصدر به کار می رود - مسئولیت یا وظیفه ی اخلاقی) بایستن
- (برای ساختن زمان گذشته ought را با مصدر زمان گذشته ی فعل مورد نظر به کار می برند)
- (قدیمی) به هر اندازه
- آنچه (که)
- به هر مقدار
- رجوع شود به aught
- فرض است
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ought " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن