ترجمه "out-" به فارسی
از بیرون, برون سوی, بزرگتر بهترین ترجمه های "out-" به فارسی هستند.
out-
Prefix
External to, on the outside of [..]
-
از بیرون
The doctor had forbidden him to go out.
پزشک او را از بیرون رفتن منع کرده بود.
-
برون سوی
-
بزرگتر
adjectiveYou caused me a big, big problem out there today.
تو امروز يک دردسر بزرگ برام درست کردي ، يک دردسر بزرگ اون بيرون!
-
ترجمه های کمتر
- به بیرون
- به خارج
- به سوی بیرون
- بهتر
- بیرونی
- بیشتر
- خارجی
- در بیرون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " out- " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "out-" با ترجمه به فارسی
-
فریاد زدن، فریاد کردن، به بانگ بلند اعلام کردن
-
حق بیکاری
-
منفجر شدن
-
بازده
-
کباب کردن
-
اولین صادره از اولین وارده
-
پیشی گرفتن (در خشونت یا ظلم و غیره)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن