ترجمه "outback" به فارسی

جای دور افتاده, بخش بیابانی و دور از دریای استرالیا, بیخ گور سیاه بهترین ترجمه های "outback" به فارسی هستند.

outback adjective noun adverb دستور زبان

(Australian) can mean the desolate desert area of Australia. However the usage has other possible meanings that relate to the term bush. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جای دور افتاده

    noun

    and sometimes throws the bottle into the outback.

    گاهی هم شیشه آبجو را به یک جای دور افتاده میندازه.

  • بخش بیابانی و دور از دریای استرالیا

  • بیخ گور سیاه

  • صحرای استرالیا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " outback " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "outback" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه