ترجمه "outermost" به فارسی
دورترین, برونین, در بعیدترین محل بهترین ترجمه های "outermost" به فارسی هستند.
outermost
adjective
Superlative form of outer. [..]
-
دورترین
whereof the innermost is distant from the centre of the primary planet exactly three of his diameters, and the outermost, five;
فاصله نزدیکترین اقمار به مرکز مریخ درست سه برابر قطر آنست و فاصله دورترین آنها پنج برابر.
-
برونین
-
در بعیدترین محل
-
در دوردست ترین جا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " outermost " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن