ترجمه "outlying" به فارسی

برون هشته, دور از مرکز, دور افتاده بهترین ترجمه های "outlying" به فارسی هستند.

outlying adjective noun دستور زبان

Relatively remote from some central location. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برون هشته

  • دور از مرکز

  • دور افتاده

    Perhaps it was a maker in the outlying territories.

    شاید یه سازنده تو مناطق دور افتاده بوده

  • دور دست

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " outlying " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "outlying" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "outlying" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه