ترجمه "outright" به فارسی

آشکارا, کامل, بلادرنگ بهترین ترجمه های "outright" به فارسی هستند.

outright adjective verb adverb دستور زبان

Wholly, completely and entirely. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آشکارا

  • کامل

    adjective
  • بلادرنگ

    0dda, what has saved you from outright banishment is that you chose your King over your own son.

    اودا ، چیزی که باعث شد از تبعید بلادرنگ نجات پیدا کنی ارجحیت دادن پادشاهت بجای پسرت بود

  • ترجمه های کمتر

    • کاملا
    • واضح
    • یکسره
    • درجا
    • حتمی
    • یکجا
    • مطلق
    • مسلم
    • فورا
    • (قدیمی) در جلو راه
    • بی شک و تردید
    • تمام عیار
    • تمام و کمال
    • در پیش
    • رک و راست
    • صاف و پوست کنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " outright " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "outright" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه