ترجمه "outskirts" به فارسی
حوالی, پیرامون, کنار بهترین ترجمه های "outskirts" به فارسی هستند.
outskirts
noun
Plural form of outskirt.; the edges or areas around a city or town. [..]
-
حوالی
nounthe edges or areas around a city or town
They had been on the road for four continuous days and nights when they finally arrived at the outskirts of Klipdrift.
انها به مدت چهار روز و شب متوالی در راه بودند و بالاخره به حوالی کلیپ دریفت رسیدند.
-
پیرامون
It was in the garden of the Langeais' villa, near Paris, on the outskirts of the forest of Isle Adam
در پارک خانهٔ ییلاقی خانوادهٔ لانژه، در دهکدهٔ کوچکی واقع بر حاشیهٔ جنگل ایل آ دان!در پیرامون پاریس،
-
کنار
noun adverb -
حومه حول و حوش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " outskirts " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "outskirts" با ترجمه به فارسی
-
اطراف (شهر و غیره) · اکناف (جمع) · برون گاه · حوالی · حول و حوش · حومه · دور از مرکز · گوشه و کنار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن