ترجمه "outworn" به فارسی

خسته, مانده, پوسیده بهترین ترجمه های "outworn" به فارسی هستند.

outworn adjective verb دستور زبان

Past participle of outwear [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خسته

    adjective

    But when you yourself are the cruel eye outworn, you realize that there is another side to the picture.

    اما وقتی آن نگاه خسته و بی ترحم در واقع به شخص شما مربوط باشد متوجه میشوید که قضیه دقیقا بعد دیگری هم دارد.

  • مانده

    particle
  • پوسیده

  • کهنه

    adjective noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " outworn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "outworn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه