ترجمه "overall" به فارسی
سراسر, همه جا, کلا بهترین ترجمه های "overall" به فارسی هستند.
overall
adjective
noun
adverb
دستور زبان
All-encompassing. [..]
-
سراسر
determiner -
همه جا
nounThe overall feeling here today is one of relief...
احساس خوب گره گشايي همه جا احساس ميشود
-
کلا
-
ترجمه های کمتر
- بالاپوش
- کلّیّت
- سرتاسر
- از یک طرف به طرف دیگر
- به طور کلی
- روی هم رفته
- سر تا سر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " overall " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Overall
-
سرتاسری، جامع
تصاویر با "overall"
عباراتی شبیه به "overall" با ترجمه به فارسی
-
The method of sheet metal feed plays an important role when considering the overall cost effectiveness of forming and blanking lines. When producing small sheet metal parts, the sheet metal c
-
سطح کلی پرداخت من
-
سوم مجموع
-
برنده نهایی ردهبندی اصلی
-
میزان اثر بخشی تجهیزات
-
دوم مجموع
-
(انگلیس) روپوش · بالا پوش · شلوار رکابی · شلوار کار · شمد · کار جامه
-
شش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن