ترجمه "overbalance" به فارسی

از تعادل انداختن, رجوع شود به outweigh, مهمتربودن از بهترین ترجمه های "overbalance" به فارسی هستند.

overbalance verb noun دستور زبان

(transitive) To thrown someone off balance [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • از تعادل انداختن

  • رجوع شود به outweigh

  • مهمتربودن از

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • نامتوازن کردن
    • ناپار سنگ ساز
    • ناپار سنگ کردن
    • هر چیزی که نامتعادل می کند
    • پیشی جستن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " overbalance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "overbalance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه