ترجمه "overpowering" به فارسی
سخت از پا درآورنده, مقاومت ناپذیر, مقهورکننده بهترین ترجمه های "overpowering" به فارسی هستند.
overpowering
adjective
verb
دستور زبان
Present participle of overpower. [..]
-
سخت از پا درآورنده
-
مقاومت ناپذیر
-
مقهورکننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " overpowering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "overpowering" با ترجمه به فارسی
-
(نیرو و انرژی و برق و غیره) بیش از نیاز نیرو رساندن · از خود بی خود کردن · بیچاره کردن · در هم شکستن · غلبه کردن · مسلط شدن بر · مغلوب کردن · منکوب کردن · چیره شدن
-
(نیرو و انرژی و برق و غیره) بیش از نیاز نیرو رساندن · از خود بی خود کردن · بیچاره کردن · در هم شکستن · غلبه کردن · مسلط شدن بر · مغلوب کردن · منکوب کردن · چیره شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن