ترجمه "oversight" به فارسی
نظارت, سرپرستی, سهو بهترین ترجمه های "oversight" به فارسی هستند.
oversight
noun
دستور زبان
An omission; something that is left out, missed or forgotten. [..]
-
نظارت
nounI've been ordered to include you in the oversight committee brief on Reddington next week.
بهم دستور دادند توي جلسه هفته آينده ي کميته نظارت بر پرونده ردينگتون دخيل ـت کنم
-
سرپرستی
noun4 The restoration of proper oversight greatly strengthened the Christian congregation.
۴ اصلاحاتی که در زمینهٔ سرپرستی جماعتهای مسیحی صورت گرفت آنها را بیاندازه تقویت نمود.
-
سهو
noun
-
ترجمه های کمتر
- اشتباه
- خطا
- لغزش
- غفلت
- بررسی
- بربینی
- برنگری
- ندیدن
- مباشرت
- زوال
- مرور
- عدم توجه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oversight " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن