ترجمه "overturn" به فارسی
برانداختن, سرنگونی, براندازی بهترین ترجمه های "overturn" به فارسی هستند.
overturn
verb
noun
دستور زبان
To turn over, capsize or upset (something) [..]
-
برانداختن
-
سرنگونی
-
براندازی
-
ترجمه های کمتر
- از بین بردن
- باطل ساختن
- به هم زدن
- تعطیل کردن
- خنثی کردن
- رد کردن
- فرو افکندن
- فسخ کردن
- لغو کردن
- نابود کردن
- وارونه کردن یا شدن
- واژگون کردن
- چپه کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " overturn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن