ترجمه "oviposition" به فارسی
تخمگذاری, تخمریزی, تخمگذاري القايي بهترین ترجمه های "oviposition" به فارسی هستند.
oviposition
noun
دستور زبان
The process of laying eggs. [..]
-
تخمگذاری
-
تخمریزی
-
تخمگذاري القايي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oviposition " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "oviposition"
عباراتی شبیه به "oviposition" با ترجمه به فارسی
-
بازدارندههاي تخمگذاري
-
تخمریزی · تخمگذاري القايي · تخمگذاری
-
تخم کردن · تخم گذاشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن