ترجمه "owl" به فارسی

جغد, بوف, بوم بهترین ترجمه های "owl" به فارسی هستند.

owl noun دستور زبان

Any of various birds of prey of the order Strigiformes that are primarily nocturnal and have forward-looking, binocular vision, limited eye movement, and good hearing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جغد

    noun

    a bird [..]

    I sent him an owl about that just last week.

    همین هفتهی پیش دربارهی این موضوع یه جغد به راش فرستادم.

  • بوف

    noun

    a bird [..]

  • بوم

    noun

    The old owl hadfled before the young vulture.

    بوم پیر از پیش کرکس جوان گریخته بود.

  • ترجمه های کمتر

    • شباویز
    • (جانور شناسی) بوف
    • (مجازی) آدم شب زنده دار
    • آدم مغموم
    • پیواز (راسته ی Strigiformes)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " owl " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Owl

Owl (Winnie the Pooh)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جغد

    noun
OWL noun دستور زبان

(computing) Initialism of Web Ontology Language. [..]

+ اضافه کردن

"OWL" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای OWL در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "owl"

عباراتی شبیه به "owl" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "owl" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه