ترجمه "oxygen" به فارسی

اکسیژن, اكسيژن, ترشمایه بهترین ترجمه های "oxygen" به فارسی هستند.

oxygen noun دستور زبان

A chemical element (symbol O) with an atomic number of 8 and relative atomic mass of 15.9994. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اکسیژن

    noun

    atom of oxygen [..]

    Water is made up of hydrogen and oxygen.

    آب از اکسیژن و ئیدروژن تشکیل میشود.

  • اكسيژن

    A gaseous chemical element with symbol O and atomic number 8; an essential element in cellular respiration and in combustion processes; the most abundant element in the earth's crust and about 20% of the air by volume.(Source: MGH)

    Events with astronomical odds of occurring like oxygen turning into gold.

    اتفاقاتي عجيب نجومي رخ ميده مثل اكسيژن كه به طلا تبديل ميشه

  • ترشمایه

    chemical element

  • ترجمه های کمتر

    • (شیمی) اکسیژن (عنصر بی رنگ و بی بو و بی مزه و گاز مانند- نشان آن : O
    • شماره ی اتمی 8
    • نقطه ی جوش : c69/281)
    • وزن اتمی : 4999/51
    • چگالی 924/1:نقطه ی گداز: c8/1
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oxygen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Oxygen
+ اضافه کردن

"Oxygen" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Oxygen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "oxygen" با ترجمه به فارسی

  • بار آلاینده · بي.ا.دي · خواست اکسیژن زیستشیمیایی · سي.ا.دي · نياز به اكسيژن كل · نياز زيستشيميايي به اكسيژن · نياز زيستي به اكسيژن · نيازشيميايي به اكسيژن
  • نياز به اكسيژن · نیاز به اکسیژن
  • آنوکسی · بیاکسیژنی · شرايط بياكسيژني · شرايط كماكسيژني · كماكسيژني · كمبود اكسيژن
  • فرآیند سوختن اکسیژن
  • کپسول اکسیژن
  • (پزشکی) چادر اکسیژن
  • اکسیژندرمانی
  • رجوع شود به oxyacid
اضافه کردن

ترجمه های "oxygen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه