ترجمه "pa" به فارسی

بابا, پاپا, باباجان بهترین ترجمه های "pa" به فارسی هستند.

pa noun دستور زبان

(colloquial) Father, papa. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بابا

    noun

    dont ask me to change, pa, because i cant

    از من نخواه که تغيير کنم بابا چون نميتونم

  • پاپا

    noun

    down here gas is gold pa, pa

    اين پايين گاز مثل طلا ميمونه ، پاپا

  • باباجان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • پنسیلوانیا
    • پاپ
    • (شیمی) پروتکتینیم
    • (عامیانه) پدر
    • در سال
    • مخفف : سالیانه
    • هر سال
    • کشیش ناحیه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pa noun دستور زبان

(informal, in direct address) Father, dad, papa. [..]

+ اضافه کردن

"Pa" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pa در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

PA noun proper دستور زبان

Public address system. [..]

+ اضافه کردن

"PA" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PA در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "pa" با ترجمه به فارسی

  • باشگاه فوتبال پاس همدان
  • (در رفتار یا سخن) اشتباه · بی ترتیبی · خطا · غلط دستوری · لغزش · گاف
  • pas
    (رقص) گام (یا چندگام) · حق تقدم · رقص
  • PAS
    حزب اسلامی پان مالزی
  • پاس همدان
  • (رقص باله) رقص دو نفره (رقص سه نفره : pas de trois - رقص چهار نفره : pas de quatre)
  • (رقص باله) پرش گربه سان · گربه پر
  • شمال کاله
اضافه کردن

ترجمه های "pa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه