ترجمه "pacific" به فارسی
صلح جو, آرام, آسودگر بهترین ترجمه های "pacific" به فارسی هستند.
pacific
adjective
دستور زبان
Calm, peaceful. [..]
-
صلح جو
adjective -
آرام
adjectivewhat is a nigerian priest doing on an island in the south pacific?
يه کشيش نيجريايي توي يه جزيره در جنوب اقيانوس آرام چکار مي کنه ؟
-
آسودگر
-
ترجمه های کمتر
- اقیانوسیه
- آشتی گرای
- اقیانوس آرام (نام کامل : the Pacific Ocean)
- صلح آور
- مصالحه گرای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pacific " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pacific
adjective
proper
noun
دستور زبان
The Pacific Ocean. [..]
-
اقیانوس آرام
properThe world's largest body of water, to the east of Asia and Australasia and to the west of the Americas.
That part of the Pacific is more desert than ocean.
اون بخشی از اقیانوس آرام که. متروک تر از اقیانوس
تصاویر با "pacific"
عباراتی شبیه به "pacific" با ترجمه به فارسی
-
سرزمين تحت قيموميت در اقيانوس آرام
-
اقیانوس آرام مرکزی غربی
-
کاکایی اقیانوس آرام
-
سرزمین های کرانه ی اقیانوس آرام (به ویژه در اشاره به روابط بازرگانی)
-
اقیانوس هند-آرام
-
اقیانوس آرام شمالی
-
آسیا و اقیانوس آرام
-
اقیانوس آرام شمال غربی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن