ترجمه "packing" به فارسی

بستهبندی, آکندگری, بستهبندي بهترین ترجمه های "packing" به فارسی هستند.

packing noun verb دستور زبان

Present participle of pack. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بستهبندی

    Christophe packed it with as much care as though it were a priceless work of art.

    کریستف آن را باچناندقّتی بستهبندی کرده بود که گوئی یک اثر هنری بسیارباارزشبود.

  • آکندگری

  • بستهبندي

  • ترجمه های کمتر

    • بوکس
    • لفاف
    • انباشتن
    • (پزشکی - دندان پزشکی) فتیله گذاری (برای جلوگیری از بسته شدن مجرا)
    • بسته بندی (به ویژه بسته بندی میوه و سبزی و گوشت و غیره به میزان تجارتی)
    • جعبه بندی
    • در قوطی ریزی
    • رجوع شود به caulking
    • قوطی پر کنی
    • هر چیزی که برای بسته بندی به کار رود: مقوا
    • پوشال (و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " packing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Packing
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بسته بندی

    It was for the purchase of the Three Star Meat Packing Company of Chicago by Kate McGregor.

    ان قرارداد، قرار داد خرید شرکت بسته بندی گوشت تری استار شهر شیکاگو توسط مک گریور بود.

عباراتی شبیه به "packing" با ترجمه به فارسی

  • رجوع شود به ice pack · یخ شناور · یختوده
  • (جانورشناسی) موش حمال (جنس Neotoma - بومی امریکای شمالی) · زاغی
  • (پزشکی) پتو یا ملافه ی خیس و سرد که برای درمان به دور بیمار می پیچند · (کمک های نخستین) کیسه ی یخ (کیسه ی یخ شیمیایی که برای پرستاری سریع از مصدومان به کار می رود) · روش کنسرو کردن خوراک که طی آن غذای خام را در قوطی (یا بطری) کیپ می کنند و سپس گرما می دهند · سردپیچی کردن
  • بسته تکمیلی
  • بستههای انعطافپذیر
اضافه کردن

ترجمه های "packing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه