ترجمه "padlock" به فارسی

قفل, قفل آویز, قفل کردن بهترین ترجمه های "padlock" به فارسی هستند.

padlock verb noun دستور زبان

a lock, usually with a panel with numbered dials that must be rotated in a specific fashion in order to unlock [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قفل

    noun

    There was a padlock and chain upon the gate.

    چشمم به قفل بزرگ در و زنجیر قطور آن افتاد.

  • قفل آویز

    portable locks with a shackle that may be passed through an opening

  • قفل کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • (ساختمان و غیره) بستن
    • قفل (قابل حمل
    • نه قفلی که کار گذاشته اند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " padlock " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "padlock"

اضافه کردن

ترجمه های "padlock" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه