ترجمه "paging" به فارسی

صفحه, صفحه بندی, صفحهبندی بهترین ترجمه های "paging" به فارسی هستند.

paging noun verb دستور زبان

(computing) A transfer of pages between main memory and an auxiliary store, such as hard disk drive. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صفحه

    noun

    At last he discovered a small R at the bottom of the second page.

    بالاخره در پایین صفحه دوم، حرف ر را در محل امضا پیدا کرد.

  • صفحه بندی

  • صفحهبندی

    memory management scheme by which a computer stores and retrieves data from secondary storage for use in main memory

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " paging " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "paging" با ترجمه به فارسی

  • صفحات ورودی سایت که بیشتر گرافیکی هستند و متن بسیار کمی دارند.
  • در صفحه ی اول روزنامه چاپ کردن · صفحه ی اول · وابسته به صفحه ی اول (روزنامه)
  • پیش نما صفحه شبکه
  • (امریکا) بخش آگهی های دفتر تلفن (که از کاغذ زرد است) (yellow pages هم می نویسند)
  • زمینه صفحه
  • پیش نمایش شکست صفحه
  • صفحات
  • برگه نخست · صفحه اصلی · صفحه خانگی
اضافه کردن

ترجمه های "paging" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه